X
تبلیغات
بصیرت1414 - پاسخی به دکتر موذنی

بصیرت1414

امام به همه فهماند مه انسان كامل شدن ، علي وار زيستن و تا نزديكي مرزهاي عصمت پيش رفتن افسانه نيست

پاسخی به دکتر موذنی

سلام بر طالب عزیز
اول از همه باید تشکر کنم که یک پست را به وب بصیرت1414 اختصاص دادید و ممنون از حسن توجه شما.
اما معرفی خودم یک سرباز خمینی هستم.هر چن به نظر بعضی از افراد اندیشه های امام کهنه شده و بدرد همان دهه ی 60 تا 70 میخوره ولی باز هم ما فکر پوسیده ها و بقول بعضی از افراد جنبش به اصطلاح سبز کج اندیشه ها و فکر های قرون وسطایی این را میگوییم سرباز خمینی هستیم. در جایی با دکتر مطهر نیا فعال عرصه سیاست صحبت میکردم ایشان حدود 12 سال روی وصیت نامه سیاسی امام خمینی کار کرده وقتی از امام و اندیشه های ایشان میگفت و پیش بینی های امام درمورد اوضاع کشور باعث حیرت میشود.وحال به عصر حاضر برمیگردیم حضرت آقا وقتی آن نامه بی سلام رفسنجانی را دید یا اینکه روز که میر حسین با ایشان به صورت خصوصی دیدار کرد و روز بعدش حضور در اعتراض خیابانی،یا اینکه وقتی کروبی میگوید هیچ خط قرمزی جزء رهبری برای من وجود ندارد و همیشه گوش به فرمان ایشان هستم،اما انتخابات بهانه ای شد که ان روی سکه بعضی از اقایون و سیاسیون به خوبی هویدا شود ولی آقا فقط در این ایام گفت بصیرت و آنها توجه ای نکردند و گذشت روز ها باعث شد نقاب از چهره خیلی از اقایان به خوبی برداشته شود.مگر اقا روز اول نمیتوانست دستور دهد همه این اقایان رو جمع کنن ولی خواست مردم با بصیرت خود به این آگاهی برسند.مثل اول انقلاب که امام بنی صدر رو  قبول نداشت ولی گذاشت تا مردم خود به این حقیقت پی ببرند.
اما درمورد گمراهی این آقایان مطلبی با عنوان نگاهی به نقش ‌محوری حلقه «سلام» و «كیان» در فتنه‌ها در ارشیو وب بصیرت1414 موجود هست که دوستان میتوانند از ان استفاده کنند و بعد از ان قضاوت کنند مخصوصا کسانی که تحت تاثیر جو موجود در خارج قرار گرفته اند.
دکتر جان وقتی چیزی جزء توهم ندارد چگونه میتواند مزاکره کند.شاید شنده باشید که کروبی در اظهار نظرهای چند روز پیش خود گفته من به راهی رفتم که بازگشتی در ان نیست شاید هم پشیمان باشم ولی دیگر در های بازگشت بر روی من بسته است این سخنان در حضور یکی از زندانی های ازاد شده گفته شده که ایشان از کروبی خواسته بود از این خودسری ها دست بردارد و به آغوش نظام و ملت بازگردد.

دکتر اینها دیگه از خود نا امید هستند اقای موسوی در زمان دولت خود قانونی را به اعلام کرد که هیچ یک از افراد حق مصاحبه با رسانه های غربی از جمله بی بی سی صدای امریکا و غیره را ندارند ولی در زمان انتخابات پاتوق همه این رسانه ها ستاد انتخاباتی ایشان بود خب به این رویه شما چه میگویید.دکتر جان به آن خدای که میپرستید من از طرفداران سر سخت این آقا بودم طوریکه در خانه فقط همه طرفدار احمدی نژاد بودند و من طرفدار موسوی رئیس ستاد ایشان در یکی از دانشگاه ها مسول کمیته فرهنگی ایشان در یکی از شهرستانها و سر صندوق هم بودم باور کن هر کس میومد رای بده فکر میکرد به موسوی رای داده بعد که صندوق باز شد باورم نمیشد احمدی نژاد 800 تا رای از موسوی بیشتر داشت به هریک از بچه ها زنگ میزدم میگفتن صندوق ما به نفع احمدی نژاد بود خب من که سر صندوق بودم از لحظه ای که اون رو ارودن تا پلمپ کردند و تا زمانی که باز کردند و بردند و دقیقا همین امار هم از حوزه ای که من داخلش بودم بر روی سایت وزارت کشور هست.یا بقیه دوستانی در حوزه های دیگه بوده اند و این شد که بعد از انتخابات اعتراعات شکل گرفت در روزهای اول از معترضین بودم تا اینکه با خودم فکر کردم گفتم من که حدود 100 تا حوزه آشنا داشتم و در این 100 حوزه 15 تای ان موسوی بر احمدی نژاد ان هم با اختلاف خیلی اندک جلو بود در صورتی که در بعضی حوزه ها اختلاف احمدی نژاد با موسوی به 1000 هم میرسید و بیشترین ناظر هم رو جناب اقای موسوی بر روی صندوق ها گذاشته بود خب چطور شده است که تقلب صورت گرفته است و تمام ادعا هایی که موسوی کرده بود یا کروبی رو پیگیری کردم تا آخر ولی جز توهم چیزی نبود.بله دکتر منم از همان قشر بودم و دیدگاهایی شبیه انها داشتم شاید تا الان 95 نفر رو با مدرک از این توهم بیرون اوردم.ولی اینکه یکی بخواد همه مسائل رو با هم جمع کنه و تقصیر ها هم بر گردن دولت بیندازه و فکر کنه دولت با کودتا بر روی کار امده بی انصافی تمام هست.ان شب که مناظره احمدی نژاد و موسوی بود احمدی نژاد گفت 3 نفر علیه یه نفر هست واقعا هم درست گفت:ایشان وقتی از سوء استفاده مالی خیلی از این آقایان پرده برداشت همه فکر کردند چه خواهد شد ولی هیچ نشد فقط باعث شد ان چیزی که همه از ان خبر داشتند هویدا تر بشود و ترسی بر هیچکس برای گفتن آن نباشد.یادم میاد میگفتن وقت آخری که به احمدی نژاد دادند خیلی زیاد بود و خودم هم به این امر اعتراض داشتم فیلم مناظره ها را دانلود کردم نشستم وقت گرفتم دقیقا همان شد که به او داده بودند.ولی باز دیر شده بود.من طرفدار موسوی بودم بخاطر اینکه خود را حامی و پشتیبان ولایت معرفی کرد شاید عکسهایی که در وب بصیرت 1414 گذاشتم بتواند تداعی ان روزها را بکند.من راجب مدرک خانم رهنورد تحقیقات فراوان کردم ولی نتیجه همان بود که احمدی نژاد در مناظرات گفته بود یا کمی بیشتر از ان.یه مثال میزنم شما به سختی سالهای ابتدایی ،راهنمایی،دبیرستان،را پشت سر میگذارید بعد از ان لیسانس و بعد فوق لیسانس و این سالها حاصل رنج و مشقت شما هست و با سختی با آن دست یافته ای.حالا فکر که یک هم کلاسی داری یا یک دوست داری که بدون هیچگونه سختی و فقط به واسطه آشناهایی که دارد به این مدرک رسیده و شما در کنار هم دارید کار میکنید و شما از این امر اطلاع دارید که مدرک قلابی دارد چه حالی به شما دست میدهد.بله کسی از یادش نمیرود دانشگاه هاوایی که در آن سالها اینها را انداخته بودند.من نمیگویم در این طیف اصولگرا نیست من مخالف با همه آنها هستم.بله دکتر جان اینها در باطلاقی گرفتار شده اند که راهی برای بالا آمدن ندارند و هرکس هم بخواد اینها را نجات دهد نمیتواند و انها او را هم با خود به قهر این باطلاق میکشند.شما ببین اگر امام رو قبول دارید یه زمانی گفت هر وقت دیدید امریکا یا اسرائیل یا انگلیس از شما تعریف کرد به رفتار خود شک کنید.نگاه کنید امریکا با ما دشمن هست چون منافعش رو از دست داده چون تنها کشوری که با صراحت بهش میگه هیچ غلطی نمیتواند بکند ایران هست.تنها کشوری که داره با ان مقابله میکند ایران هست کشوری که فکر میکند ابرقدرت جهان هست و باید هرچه او بگه بقیه بگن درسته.ولی با ایران نمیتواند به نتیجه برسد. در آخر باید این رو اگه یه روز یه خرس به شما گل داد نگیرید چون شاید شما از یاد برده باشید که خرس هست ولی خرس که یادش نرفته .!!!!!!

***ادامه پاسخ::::

سلامی دیگر به طالب عزیز
از اینکه پراکنده صحبت کردم ببخشید.
در جای از نوشته های خود گفته اید که مخالفان قدرت خود را از قدرت سیاسی و امنیتی مرکز گرفته اند.(فکر کنم مزاح کرده باشید)چون انچه در جامعه هویدا است این است که یک مشت مرفه نشین بی درد نگران از دست دادن قدرت سیاسی امنیتی خود هستند.شما حداقل اگر برنامه های سیمای جمهوری اسلامی را نمیبینید.از رسانه های غربی ببیند چه کسانی در لندن جمع شدن.آقای مهدی هاشمی چرا با توجه به شکایت ها و پرونده هایی که علیه او هست قصد برگشت به ایران را ندارد.آقای مهاجرانی چرا هر روز علیه این نظام حرفهای گزاف میزند.یا آن دکتر سروش با افکار شیطانی خود یا کدیوری که به منظور معالجه به خارج از کشور رفت.شما در جایی گفته بودید مطالعه کتابهایی با افکار متفاوت داشتم از مذهبی تا اجتماعی وسیاسی.من میگم شما وقتی کتاب سروش رو میخوانید کتاب دکتر شریعتی رو هم بخوانید (در کنار هم بخوانید) یا قبل از ان اگر به مذهب پایبند هستید کتب شهید مطهری را بخوانید بعد از ان ایده و افکار خود را مطرح کنید.شما کتاب ایات شیطانی رو وقتی میخوانید نقد مهاجرانی را هم اگر در کنار ان بخوانید به ایده و افکار بهتر میرسید که الان هم باید وقتی کتابها و مقالات سروش رو میخوانید نقد ایات شیطانی را نیز همراه ان خواند.شما به کتابهای مهاجرانی یک بار دیگر بصورت گذرا نگاه کنید و موضع گیری های ایشان در حال حاضر را یک مطالعه بفرمائید پی خواهید برد که اینها الان چون قدرت سیاسی از انها گرفته شده است به چنیین وضعی گرفتار امدند.وگرنه انهایی که به احمدی نژاد رای دادند به قول اصلاح طلبان یک مشت بیسواد و ادم های گرسنه و فقیر بودند و نیازی هم نه به قدرت سیاسی داشتند و نه قدرت نظامی.
این را هم اضافه کنم من طرفدار شخص احمدی نژاد نیستم مخالف دیدگاه های موسوی و افکار لندن نشینان هستم چون با مبانی های اصیل انقلاب متفاوت است به نظر شما من از امام تبعیت کنم که یک ملت پشت سر اون هست و 100 ها متفکر درمورد دیگاه های اون نظر داده اند و آرزوی این را داشتند یک روز شاگرد او باشند یا اینکه بیایم از سروش تبعیت کنم که با مبانی انقلاب و امام به مخالفت بر میخیزد.
بله من شما رو قبول دارم که علمی را که کسب نموده اید جهت پیشرفت کشور خود استفاده خواهید نمود ولی انها از علم خود جهت پیشرفت کشور استفاده نکردن وفقط به پیشرفت خود فکر میکردند و به اینکه شاید از یک جا جایزه ای به انها تعلق بگیرد.
در جایی گفته بودید باید استقلال،ازادی و حفظ جمهوری اسلامی باید اصل قرار گیرد.ولی من واقعا نمیدانم چه بگویم یا شما ندیده اید یا اینکه نمیخواهید ببینید که در این تجمعات که اکثر اقایان هم حضور داشتند چه شعاری میدادند(استقلال،ازادی جمهوری ایرانی) هنوز آرشیو خیلی از خبر گزاری ها پر از کلیپ های چند وقت پیش هست.جمهوری اسلامی که شما اصل قرار میدهید برای خیلی از این آقایان اسلامیتش از دست رفته است.
خوب گفته بودید که در گفت گو اصل سوم معامله هست بله اول باید طرف معامله مشخص باشه بعد از ان مورد معامله و در اخر بهایی که بخاطر ان باید پرداخت شود. بله این اقایان که برای اسلام و  مردم انقلاب کردند و جزء خدا چیزی نخواستند حال چه شده است که پشیمان شده اند و آقای کروبی میگوید نظام شاه از الان بهتر بود. شاید ما اینگونه مسائل رو از یاد ببریم ولی شما به ارشیو ها که نگاه کنید همه حرفها موجود است.تغییرات به مرور رخ میدهد. اینها دیگه ارزش معامله رو ندارند.
** من به درستی منظور این جمله شما رو از این جمله(جنبش سبز یک جنبش عقلانی است که اکثریت قریب به اتفاق عاقلان و عالمان کشور آن را همراهی می کنند ) یعنی چه اگر من درست نمیگویم مرا همراهی کنید:جنبش سبز یک جنبش عقلانی هست ولی به نظر من یک جنبش احساسی هست چون دارد با احساسات مردم بازی میکند شما به قتل ندا آقا سلطان نگاه کنید این باز با احساسات مردم نیست حمایت از خونخواری چون ریگی.اگر شما یکی از حرفهایی که مادران فرزندانی که به دست ریگی کشته شده بودند دیگر این حرف رو نمیزدید.(یکی از مادران شهدا وقتی با ریگی صحبت کرده بود این سوال رو ازش پرسیده بود وقتی خواستی بچه من رو سر ببری چه درخواستی ازت داشت. اخرین حرفش چی بود.) بعد شما میبیند موسوی بیانیه میده در حمایت از ایشان.دیگه ادم نمیتونه تحمل کنه. دکتر باید باشید جو داخل رو ببینید.
دوم گقته بودید که جنبش سبز توسط عالمان و عاقلان کشور دارد به جلو میرود.من در بالا گفتم که همه جنبش سبزی ها فکر میکنند بغیر از خودشان دیگه کسی عالم نیست و عاقل وجود ندارد.همانطور که میگفتن رای های که به موسوی داده شد با کیفیت تر بودند چون اکثرا ادم های باسواد به اون رای دادند و یه مشت دهاتی و بیسواد به احمدی نژاد رای دادند.بخاطر همین کیفیت مهمه نه کمیت.بعد اینها میان دم از حقوق بشر میزنن آنها که نمیتوانید قبول کنید همه انسانها با هم مساوی هستند و خون کسی رنگین تر از کس دیگه نیست و رای من با رای شمایی که دکتر هستید یکی هست.پس چطور شما میگید عالم و عاقل هستند.خب باید یه جای این با عقل جور در بیاد یا نه از اون طرف میکن حقوق بشر کرامت انسانی به خودشان که میرسه میگن نه کیفیت نه کمیت؟؟؟!!!!
در جایی دیگر شما نوشته ایدجنبش هدفی جزء اجرای بدون تنازل قانون اساسی ندارند و حقانیت کلام و کردار آنها همین است که در چارچوب قانون اساسی و میثاق ملی مردم حرکت می کنند
واقعا خنده دار است بزرگترین مشکل اینها قانون اساسی هست اینها اگر قانون رو قبول داشتند که مثل بقیه ریس جمهور ها بعد از رای نیاوردن به قانون احترام میگذاشتند.شما مناظرات رو یک بار دیگه نگاه کنید آقای موسوی به صراحت میگه من تابعه قانون هستم.و باید این رو هم بدونه با ایشان با همان قانونی در انتخابات ثبت نام کرده که الان بهش میگه شما رای نیاورده اید.چطور تا قبل از انتخابات قانون درست و بی نقص بود ولی همین که آقایون رای نیاوردن قانون نقص دار و باید بدون تنازل اجرا شود.خب صریحا بگید قانون باید به نفع ما حکم کند تا صحیح باشد.در هر رقابتی یک پیروز هست ولی پیروز واقعی ان کسی هست که به قانون احترام بزاره.
اما در جایی دیگر گفته اید میرحسین و همسر محترمش و فرزند احمد در بیرون زندان داریم که در این راه حق بسیار مقاوم هستند و کوتاه آمدنی نیستند.
اینکه محترم هستند برمیگردد به شخصیت های انها.ولی اینکه هر کس اسم خودش را دارد و نیازی نیست بنام پدرش صدایش بزنید میدانم بخاطر این است که شاید اگر نبود در جنبش بهتر بود چون سوژه شده همه دارند ازش استفاده میکنند.دیگه حرمتی برای خود باقی نگذاشه همه از راست و چپ او را به سخره گرفته اند.تا چند روز پیش یکی از اعضای روزنامه اعتماد ملی در سخنی گفته بود نمیدانم چه کسی برای کروبی بیانیه مینویسد.واقعا مسخره کردن تا کجا دیگه.و اینکه گفته بودید در راه حق بسیار مقاوم هستند و کوتا امدنی نیستند.شما چطور به خودتان این اجازه رو میدهید که بگویید چه کسی راه حق را دارد میرود و چه کسی راه باطل.و اینکه کوتا نمی ایند که پیش از این گفتم کروبی خودش گفته بود که ما همه در ها ی بازگشت رو بروی خودمان بسته ایم مگر خاتمی از این جنبش نیست مگر به موسوی کم گفته است که نباید به رهنورد و خارج نشینان گوش کنی و وضع را خراب تر از این نکنی. بعدش میبیند که رهنورد چطور عیله خاتمی صحبت میکند.. یا فائزه هاشمی در مورد خاتمی چگونه در 25 خرداد 88 حرف میزند.اینها با خودشان هم مشکل دارند.اینها برای بازگشت به طیف خودشان هم دیگر فکر نکنم قابل قبول باشند.صفت های زیبایی به اقایان دادید ولی اینکه میگوید با جان خود بازی میکنند.افکار همین آقایان باعث شد خیلی ها جان خود را از دست بدهند خواسته یا ناخواسته.خوب گفته بودید اعدام های سالهایی 67 دقیقا سالهای که موسوی نخست وزیر کشور بود.اکثر اعدام ها و ترور ها رو ما در زمانهای شاهد بودیم که اصلاح طلبان سر کار بودند.میگید نه برید تحقیق کنید.
آن سطر پاراگراف آخر هم باید این جمله را برایش بگم(شتر در خواب بیند پنبه دانه....)
این انقلاب به این راحتی به دست نیامده اگر یک بار بجای خواندن کتابهای سروش کتابهای شهید چمران را مطالعه میکردید زندگی نامه یکی از شهدا را ورق میزدید یا اینکه به درد دل یکی از مادران شهید گوش میکردید فکر نمیکنم دیگه این افکار به سراغتان می امد.
آرزوی ما سربلندی شما در همه امور مخصوصا زندگیان هست.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 19:29  توسط   |